نویسندهیوسف شیرین پور
کد یادداشت4077
تاریخ انتشار۱۴۰۵/۷/۲۸, ۱۹:۲۰:۵۷
جستجو
در حال بارگیری
تراکتور روم
مرجع بحث های پیرامون تراکتور
یادداشت

چه کسی پاسخ‌گوی میراث ازدست‌رفته آذربایجان است؟

یوسف شیرین پور

از تخلف در بافت تاریخی اهر تا نابودی چنار زگلیک

وقتی یک درخت کهنسال قربانی تصمیم‌های غیرمسئولانه می‌شود، تشکیل پرونده قضایی لازم است؛ اما کافی نیست. پرسش اصلی این است که چرا سازوکارهای حفاظت، پیش از وقوع فاجعه، به وظیفه خود عمل نکردند؟

آنچه در زگلیک اهر بر سر چنار کهنسال این روستا آمد، صرفاً ماجرای قطع یک درخت نیست؛ این اتفاق، پرسشی جدی درباره مدیریت میراث طبیعی، نظارت دستگاه‌های مسئول و سرنوشت سرمایه‌های تاریخی و فرهنگی آذربایجان پیش روی افکار عمومی قرار داده است.


بر اساس گزارش‌های منتشرشده در ۲۶ مهر ۱۴۰۵، دادستان عمومی و انقلاب شهرستان اهر از تشکیل پرونده قضایی درباره قطع چنار تاریخی زگلیک خبر داده است. به گفته وی، تحقیقات اولیه از قطع بقایای این درخت با هدف فروش چوب و تأمین هزینه احداث سرویس بهداشتی در روستا حکایت دارد و در این پرونده، هماهنگی بخشداری فندقلو نیز مطرح شده است. لودر مورد استفاده توقیف شده و بخشی از بقایای تنه نیز کشف و ضبط شده است.


این خبر به‌تنهایی برای طرح یک مطالبه جدی کافی است؛ اما برای شناخت ابعاد واقعی ماجرا باید از تیتر خبرها عبور کرد و پرسش‌هایی را مطرح ساخت که پاسخ به آن‌ها نباید در هیاهوی چند روزه رسانه‌ای گم شود.


• پرسش نخست؛ درختی که پیش‌تر سوخته بود، چرا به‌درستی حفاظت نشد؟


بر اساس گزارش خبرگزاری مهر در ۲۷ مهر ۱۴۰۵، چنار زگلیک در مهرماه سال ۱۴۰۰ دچار آتش‌سوزی شده بود. معاون میراث فرهنگی آذربایجان شرقی اعلام کرده است که پس از این حادثه، وضعیت درخت در مقاطع مختلف بررسی شد، اما بقایای آن در سال‌های بعد خشکید و امکان احیای درخت فراهم نشد.


اینجا یک پرسش اساسی مطرح است: اگر این درخت از سال‌ها پیش در معرض آسیب جدی قرار داشت، دستگاه‌های مسئول چه اقداماتی برای حفاظت از آن، پیشگیری از تکرار آتش‌سوزی و تعیین تکلیف قانونی بقایای آن انجام داده بودند؟


اگر گزارش‌ها و مستندات محلی نشان می‌دهد که درخت بیش از یک بار در معرض آتش‌سوزی یا آسیب عمدی قرار گرفته بود، این موضوع باید به‌صورت مستقل بررسی شود. چه کسی این حوادث را گزارش کرده بود؟ چه نهادی مسئول پیگیری بود؟ آیا گزارش‌ها ثبت شدند؟ آیا برای شناسایی عاملان احتمالی و جلوگیری از تکرار حادثه اقدام مؤثری صورت گرفت؟


نمی‌توان بدون بررسی اسناد، قصور مشخصی را به شخص یا اداره‌ای نسبت داد؛ اما نمی‌توان پذیرفت که یک اثر طبیعی ثبت‌شده آسیب ببیند، سال‌ها در وضعیت نامناسب باقی بماند و پس از نابودی آن، تازه موضوع به یک پرونده قضایی تبدیل شود. حفاظت واقعی، پیش از فاجعه معنا پیدا می‌کند؛ نه زمانی که دیگر چیزی برای نجات دادن باقی نمانده است.


• پرسش دوم؛ مسئولیت دستگاه‌های متولی دقیقاً کجا آغاز و کجا پایان می‌یابد؟


چنار زگلیک در آذرماه ۱۳۹۷ با شماره ۵۰۳ در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده بود. ثبت ملی یک اثر طبیعی، صرفاً درج نام آن در یک فهرست اداری نیست؛ این ثبت باید با مسئولیت‌پذیری، نظارت مستمر، مستندسازی و رعایت ضوابط حفاظتی همراه باشد.


معاون میراث فرهنگی استان گفته است که این اثر پس از ثبت، به‌صورت دوره‌ای از سوی یگان حفاظت میراث فرهنگی شهرستان اهر پایش می‌شد. اگر چنین است، افکار عمومی حق دارد بداند نتایج این پایش‌ها چه بوده و وضعیت حفاظتی درخت در سال‌های پس از آتش‌سوزی چگونه ارزیابی شده است.


آیا گزارش‌های کارشناسی درباره خشکیدگی و وضعیت بقایا وجود دارد؟ آیا برای حفاظت فیزیکی از تنه باقی‌مانده، جلوگیری از آسیب‌های بیشتر و تعیین تکلیف آن تصمیم مشخصی اتخاذ شده بود؟ آیا دستگاه‌های مسئول درباره هرگونه اقدام اجرایی روی بقایای این اثر ثبت‌شده هماهنگی و مجوزهای لازم را بررسی کرده بودند؟


این پرسش‌ها اتهام نیستند؛ مطالبات روشن افکار عمومی از نهادهایی هستند که مسئولیت حفاظت از میراث طبیعی را بر عهده دارند.


اگر نظارت انجام شده، مستندات آن باید منتشر شود. اگر کوتاهی صورت گرفته، باید مشخص شود در کدام مرحله و از سوی کدام مسئول یا نهاد بوده است. و اگر تصمیمی برخلاف ضوابط حفاظتی اتخاذ شده، رسیدگی نباید به پایین‌ترین حلقه زنجیره اجرایی محدود بماند.


• پرسش سوم؛ چرا بقایای درخت منتقل شد و روایت‌های متفاوت شکل گرفت؟


یکی از مهم‌ترین ابهام‌های این پرونده، تفاوت میان روایت‌های رسمی درباره سرنوشت چنار زگلیک است. از یک سو، دادستان اهر از قطع بقایای درخت با هدف فروش چوب و تأمین هزینه احداث سرویس بهداشتی سخن گفته است. از سوی دیگر، معاون میراث فرهنگی استان اعلام کرده که پس از آتش‌سوزی، خشکیدگی و بررسی‌های کارشناسی، بقایای چنار به بقعه شیخ‌شهاب‌الدین اهری منتقل شده تا از آن نگهداری شود و امکان بررسی تخصصی و معرفی تاریخچه آن فراهم آید.


این دو روایت باید با اسناد، تاریخ‌ها، محل دقیق عملیات و گزارش‌های رسمی تطبیق داده شوند.


دقیقاً چه بخشی از درخت باقی مانده بود؟ چه مقدار از بقایا پیش‌تر منتقل شده بود؟ عملیات اخیر در کجا انجام شد و چه ارتباطی با انتقال اعلام‌شده داشت؟ آیا فروش تنه یا بقایای آن انجام شده بود؟ چه کسانی درباره جمع‌آوری، جابه‌جایی یا فروش تصمیم گرفتند و مستند قانونی این تصمیم چه بود؟


حتی درباره قدمت چنار نیز دو رقم متفاوت در خبرها مطرح شده است: حدود ۸۰۰ سال در گزارش‌های اولیه و حدود ۲۸۰ تا ۳۳۰ سال به نقل از معاون میراث فرهنگی استان.


این اختلاف باید با ارائه مستندات پرونده ثبتی و گزارش کارشناسی روشن شود. اختلاف بر سر قدمت، البته چیزی از اصل مسئولیت حفاظت از یک اثر ثبت‌شده کم نمی‌کند؛ اما نشان می‌دهد که اطلاع‌رسانی دقیق و مستند تا چه اندازه ضروری است.


وقتی درباره سرنوشت یک اثر ملی روایت‌های متفاوت منتشر می‌شود، وظیفه مسئولان روشن کردن حقیقت است، نه واگذار کردن میدان به حدس و گمان.


• پرسش چهارم؛ چرا پس از نابودی، دوربین‌ها و اطلاع‌رسانی به حرکت درآمدند؟


با تشکیل پرونده قضایی، توقیف لودر و ضبط بخشی از تنه درخت، اقدامات اولیه برای بررسی ماجرا انجام شده است. این اقدامات لازم‌اند و نباید اهمیت رسیدگی قضایی را نادیده گرفت.


اما پرسش ما همچنان پابرجاست: اگر این اثر سال‌ها در معرض آسیب بوده، چرا حفاظت مؤثر در زمان مناسب به نتیجه نرسید؟ چرا باید کار به جایی برسد که پس از وقوع خسارت، خبر توقیف تجهیزات و ضبط بقایای درخت به تیتر رسانه‌ها تبدیل شود؟


انتقال بقایای یک اثر برای حفاظت، بررسی کارشناسی یا معرفی تاریخی، فی‌نفسه اقدامی نادرست نیست. همچنین صرف انتشار تصاویر یا خبرهای مربوط به این ماجرا، به‌تنهایی دلیلی بر نمایشی بودن اقدامات نیست. آنچه باید روشن شود، مبنای تصمیم‌ها، زمان انجام اقدامات، کیفیت حفاظت پیشین و میزان انطباق عملیات با ضوابط قانونی است.


اگر بقایا برای حفاظت منتقل شده‌اند، مستندات انتقال، وضعیت پیشین اثر و محل نگهداری آن باید روشن باشد. اگر فروش یا قطع بخش دیگری از بقایا صورت گرفته، باید مشخص شود این اقدام چگونه و با چه مجوزی انجام شده است.


مردم به نمایش چند تصویر از بقایای یک میراث ازدست‌رفته نیاز ندارند؛ مردم پاسخ مستند، مسئولیت‌پذیری و تضمین جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی را می‌خواهند.


• از تخلف در بافت تاریخی اهر تا نابودی میراث طبیعی؛ مسئله فقط یک درخت نیست.


آنچه امروز درباره چنار زگلیک مطرح می‌کنیم، نباید به یک خبر مقطعی و واکنشی زودگذر محدود شود. حفاظت از میراث تاریخی و طبیعی، یک مسئولیت مستمر است و نمی‌توان آن را تنها پس از برانگیخته شدن افکار عمومی به یاد آورد.


در هر پرونده مربوط به تخریب بافت تاریخی، آسیب به بناهای ارزشمند یا نابودی یک اثر طبیعی، باید پرسید چه کسی مسئول نظارت بوده، چه هشدارهایی دریافت شده، چه تصمیم‌هایی اتخاذ شده و نتیجه عملکرد دستگاه‌های مسئول چه بوده است.


این مطالبه درباره اهر، قاراداغ و سراسر آذربایجان نیز صدق می‌کند. منطقه‌ای که از سرمایه‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی ارزشمند برخوردار است، نباید هزینه ضعف نظارت، تصمیم‌های غیرکارشناسی یا ناهماهنگی احتمالی دستگاه‌های اجرایی را بپردازد.


البته برای اثبات قصور در هر پرونده، باید اسناد همان پرونده بررسی شود؛ اما اصل مطالبه روشن است: هیچ مسئولیتی نباید پشت عنوان‌های اداری، تعدد نهادها یا گذشت زمان پنهان بماند.


اگر قرار است یک اثر طبیعی ثبت ملی شود، باید حفاظت از آن نیز جدی گرفته شود. اگر منابع مالی یک پروژه روستایی تأمین نشده، باید راهکار قانونی و بودجه‌ای برای آن پیدا شود؛ نه اینکه ارزش یک میراث طبیعی به بهای فروش چوب آن تقلیل یابد. ضرورت احداث سرویس بهداشتی در یک روستا قابل انکار نیست، اما هیچ ضرورتی مجوزی برای نادیده گرفتن ضوابط حفاظتی به شمار نمی‌رود.


• مطالبه روشن است؛ پاسخ‌گویی، شفافیت و تعیین مسئولیت


اکنون از فرمانداری اهر، بخشداری فندقلو، اداره‌کل میراث فرهنگی آذربایجان شرقی و دیگر دستگاه‌های مرتبط انتظار می‌رود به‌صورت مستند و شفاف به پرسش‌های مطرح‌شده پاسخ دهند.


۱. گزارش‌های مربوط به آتش‌سوزی و آسیب‌های پیشین چنار زگلیک چه زمانی ثبت شده‌اند و چه اقداماتی در پی آن‌ها صورت گرفته است؟


۲. نتایج پایش‌های حفاظتی و گزارش‌های کارشناسی درباره وضعیت درخت و امکان احیای آن چه بوده است؟


۳. تصمیم مربوط به جمع‌آوری، انتقال یا فروش بقایای درخت بر اساس چه مستنداتی اتخاذ شده و چه مجوزهایی برای آن وجود داشته است؟


۴. ارتباط میان انتقال اعلام‌شده بقایا به بقعه شیخ‌شهاب‌الدین اهری و عملیات اخیر که موضوع پرونده قضایی است، دقیقاً چیست؟


۵. مسئولیت هر یک از دستگاه‌ها و اشخاص دخیل در تصمیم‌گیری، نظارت و اجرای عملیات چگونه تعیین خواهد شد؟


۶.برای جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی درباره دیگر آثار طبیعی ثبت‌شده در اهر، قاراداغ و استان آذربایجان شرقی چه برنامه مشخصی وجود دارد؟


پاسخ به این پرسش‌ها باید بر اساس اسناد و نتیجه بررسی‌های کارشناسی و قضایی باشد. تشکیل پرونده، آغاز رسیدگی است، نه پایان مطالبه عمومی. مسئولیت کیفری اشخاص نیز باید در چارچوب رسیدگی قانونی مشخص شود؛ اما بررسی عملکرد مدیریتی و پاسخ‌خواهی از دستگاه‌های متولی را نمی‌توان تا پایان پرونده به تعویق انداخت.


• سخن پایانی


چنار زگلیک، با هر میزان قدمت دقیق، بخشی از میراث طبیعی ثبت‌شده آذربایجان بود؛ میراثی که حفاظت از آن وظیفه‌ای فراتر از یک اقدام اداری و مسئولیتی در برابر نسل‌های گذشته و آینده به شمار می‌رفت.


درختی که قرن‌ها در برابر گذر زمان ایستاده بود، امروز دیگر امکان ادامه حیات ندارد. نه توقیف لودر می‌تواند آن را بازگرداند، نه تشکیل پرونده قضایی و نه انتشار خبرهای متعدد. آنچه باقی می‌ماند، ضرورت روشن شدن حقیقت، تعیین مسئولیت‌ها و جلوگیری از تکرار چنین اتفاقاتی است.


ما خواهان رسیدگی دقیق قضایی، انتشار مستندات، شفاف‌سازی عملکرد دستگاه‌های مسئول و برخورد قانونی با هر فرد یا نهادی هستیم که قصور یا تخلفش اثبات شود.


اهـر و قاراداغ نباید تاوان کم‌کاری احتمالی مسئولان را بدهند. آذربایجان نباید هر بار پس از ازدست رفتن یک سرمایه تاریخی و طبیعی، تنها شاهد تشکیل پرونده و انتشار چند خبر باشد.


میراث یک سرزمین، ملک شخصی مدیران و مسئولان نیست که درباره سرنوشت آن بدون پاسخ‌گویی تصمیم بگیرند؛ امانتی است که حفاظت از آن، وظیفه آنان و حق نسل‌های آینده است. اکنون نوبت پاسخ‌گویی است؛ نه با وعده، نه با توجیه و نه با نمایش رسانه‌ای، بلکه با سند، شفافیت و نتیجه. تا زمانی که حقیقت روشن نشود و مسئولیت‌ها به‌طور دقیق تعیین نگردد، این مطالبه پابرجا خواهد ماند.

< M >