

این نخستین کتابام از حیات هنری و اجتماعی من است. هنری وابسته به جامعه یا برخاسته از جامعه. در شرح این که، یک عکاس چه طور در جامعهاش تبلور مییابد و چه جایگاهی میتواند داشته باشد. دومین کتابام را نیز در حال نگارش و تدوینام. در کتاب نخست یک منتقدم و در دومی نظریهپرداز. کتاب اول شرح این است که چه چیز عکاسی نیست: اشتباهاتی که عکاسی ما را فرا گرفته. کتاب دوم شرح این که چه چیز میتواند عکاسی بوده باشد.

عجلهای برای انتشار نداشتم و ندارم جز این که سنجشی از افکار عمومی و اوضاع اجتماعی داشته باشم: اثرم در کجای جامعهی گسیختهی ما جا میگیرد؟ از این بابت، انتشار کتاب برای من فضیلتی ندارد. هنر به مخاطب نیازمند است ولی در ایران بحران مخاطب داریم. تا این فاصله به درستی اصلاح نشود، جایی برای فضیلت نیست. مراسم رونمایی به بحران مخاطب دامن زده چون مطالعه را از عام به خاص کشیده. رونماییهاییها بیشتر به یک گردهمایی حزبی شبیهاند تا عرصهی فرهنگی.


