اطلاعات خبر
کد خبر3326
تاریخ انتشار۱۴۰۵/۴/۸, ۲۲:۲۸:۲۴
جستجو
در حال بارگیری
تراکتور روم
مرجع بحث های پیرامون تراکتور
خبر

آیا گوشی هوشمند تمرکزمان را بلعیده؟

در روزگاری که ویدئوهای چندثانیهای و پیامهای کوتاه، ذهن‌ها را خرد کرده، یک پژوهش تازه اروپایی خبر از راهکاری ساده اما نیرومند میدهد؛ بازگشت به خواندن متنهای بلند، بهویژه داستانها و رمانها، نه یک تفنن نوستالژیک، بلکه ضرورتی عصبشناختی برای نجات توان تمرکز و حافظه است.

به گزارش آذروطن، شاید برای شما هم پیش آمده باشد که نیمساعتی کتابی را باز میکنید، اما پس از چند صفحه، انگشتانتان ناخودآگاه به سمت گوشی میروند. یا در میانهٔ یک فیلم بلند، احساس میکنید باید چند باری پیامها را چک کنید. این حس آشنا، این روزها به معضلی همگانی تبدیل شده؛ از دانشآموزان تبریزی گرفته تا کارمندان ادارات.


روانشناسان این پدیده را «میکروخوردن اطلاعات» مینامند: رفتاری شبیه به خوردن تنقلات بیارزش بهجای غذای مغذی. مغز ما عادت کرده پاداشهای فوری بگیرد: لایک، نوتیفیکیشن، ویدئوی کوتاه. اما در این میان، عضلهای به نام «تمرکز» روزبهروز تحلیل میرود.


«صبر شناختی»؛ مفهومی که مغز ما به آن نیاز دارد


در سال ۲۰۲۳، سه پژوهشگر اروپایی به نامهای اینگه فان‌دِوِن، فرانک هاکمولدر و آنه مَنگن، در مجلۀ معتبر Scientific Study of Literature اصطلاحی تازه مطرح کردند: «صبر شناختی». یعنی توانایی انسان برای ماندن بر یک کار ذهنی دشوار، بدون پرش و انقطاع، تا به نتیجه برسد.


آنها دریافتند افرادی که به خواندن متنهای بلند عادت دارند، در آزمونهای تمرکز و پایداری ذهنی نمرات بالاتری میگیرند. در مقابل، کسانی که مدام از بخشهای سخت کتاب میپرند یا فقط خلاصهها را میخوانند، «صبر شناختی» کمتری دارند و ذهنشان زودتر خسته میشود.


چرا یک رمان بلند، مغز را ورزیده میکند؟


پژوهشگران معتقدند خواندن یک داستان ۳۰۰صفحهای، مغز را وادار میکند:

· میان شخصیتها، خطوط روایی و احساسات، ارتباط برقرار کند. · اطلاعات را برای مدت طولانی در حافظهٔ کاری نگه دارد. · شبکههای گستردهای از مناطق مغزی مرتبط با زبان، خیالپردازی و پیشبینی را فعال کند.


اسکنهای مغزی نشان داده هنگام خواندن متن طولانی، مغز مانند یک ورزشکار در حال تمرین، مناطق گوناگونی را همزمان به کار میگیرد. این درست نقطهٔ مقابل اسکرول کردن در فضای مجازی است که ذهن را در حالت «هشدار دائمی» نگه میدارد.


خلاصهخوانی، دشمن حافظه بلندمدت


یکی از هشدارهای جدی این پژوهش، گرایش فزاینده به خلاصهخوانی است. هرچند خلاصهها اطلاعات سریعی در اختیارمان میگذارند، اما ساختار روایی ندارند، جزئیات حافظهساز را حذف میکنند و ذهن را به درگیری عمیق عادت نمیدهند. به بیان پژوهشگران، خلاصهها نهتنها جایگزین کتاب نیستند، بلکه ممکن است ذهن را به سطحیخوانی بیشتر تشویق کنند.


نسخهای برای بازتوانی ذهن


با وجود این هشدارها، خبر خوب این است که مغز ما انعطافپذیر است. پژوهشگران تأکید میکنند حتی روزی ۲۰ دقیقه مطالعهٔ عمیق و بدون وقفه میتواند مسیرهای عصبی مرتبط با توجه را دوباره فعال کند. برای این کار نیازی نیست حتماً رمانهای فلسفی بخوانید؛ یک مقالهٔ بلند تاریخی، یک زندگینامهٔ جذاب، یا حتی یک گزارش تحقیقی مفصل هم اثر مشابهی دارد.


پیشنهادهای ساده اما مؤثر برای تمرین «صبر شناختی» در زندگی روزمره:


· هنگام مطالعه، گوشی را در اتاقی دیگر بگذارید؛ حتی حضور خاموش آن، تمرکز را کاهش میدهد. · متن را خطی و بدون پرش بخوانید؛ اگر بخشی سخت بود، آن را رها نکنید. این لحظهٔ دقیقاً جایی است که صبر ذهنی تقویت میشود. · پس از خواندن، چند خط یادداشت شخصی بنویسید؛ این کار حافظهٔ بلندمدت را چند برابر تقویت میکند.


بازگشت به کتاب، بازگشت به خویشتن


شاید مهمترین پیام این پژوهش، فراتر از عدد و رقم باشد. خواندن متنهای بلند، نه فقط یک فعالیت فرهنگی، بلکه نوعی مقاومت در برابر جهان شتابزدهٔ امروز است. کتابی که تا آخر میخوانیم، به ما یادآوری میکند که مغز انسان، برخلاف الگوریتمهای شبکههای اجتماعی، با سرعتهای آهسته بهتر میاندیشد و عمیقتر به خاطر میسپارد.


شاید به همین دلیل است که پس از تمام کردن یک کتاب خوب، همیشه احساس میکنیم کمی عمیقتر شدهایم؛ کمی بیشتر به خودمان نزدیک شدهایم. و این، شاید ارزشمندترین سرمایهای باشد که میتوانیم در عصر دیجیتال برای ذهنمان ذخیره کنیم.

< M >