



به گزارش آذروطن، در حالی که جهان فوتبال به سمت برگزاری رویدادهایی نظیر جام جهانی رپ (و سایر تورنمنتهای بزرگ) در استادیومهای فوق مدرن با معماریهای خیرهکننده حرکت میکند، تماشاگر ایرانی در حسرت تماشای یک بازی ساده در استادیومهایی مینشیند که یادآور دهههای گذشته است. این گزارش به کالبدشکافی این تضاد عمیق میپردازد.
۱. معماری و سختافزار: عصر تکنولوژی در برابر عصر بتن در استادیومهای مدرن دنیا، سقفهای متحرک، چمنهای هیبریدی (ترکیبی از چمن طبیعی و الیاف مصنوعی)، سیستمهای گرمایش از کف و پنلهای خورشیدی تامینکننده انرژی، استاندارد محسوب میشوند. این سازهها نه فقط یک زمین فوتبال، بلکه «شهرهای کوچک هوشمند» هستند. در مقابل، ورزشگاههایی نظیر یادگار امام (ره) تبریز، با وجود پتانسیل بالا و گنجایش مناسب، با چالشهای زیرساختی جدی دست و پنجه نرم میکنند. استفاده از سیستمهای قدیمی زهکشی، عدم وجود سقف یکپارچه برای محافظت از تماشاگر در برابر شرایط جوی (بهویژه در شهر سردسیری مثل تبریز)، و استهلاک شدید سازههای بتنی، باعث شده تا این ورزشگاهها از استانداردهای «فیفا» برای میزبانی رویدادهای طراز اول جهانی بسیار فاصله داشته باشند. ۲. مکانیابی و دسترسی: شریانهای حیاتی یا بنبستهای ترافیکی؟ استادیومهای مدرن جهان در مراکز تجمع شهری یا در نزدیکی هابهای اصلی حملونقل عمومی (مترو، قطار شهری و اتوبانهای چندطبقه) قرار دارند. طراحی این مکانها بهگونهای است که ورود و خروج ۶۰ تا ۸۰ هزار نفر در کمتر از یک ساعت بدون ایجاد گره ترافیکی عظیم، امکانپذیر است. در ایران، مکانیابی بسیاری از استادیومها، از جمله یادگار امام، بهگونهای است که در حاشیه شهرها قرار دارند. نبود سیستم حملونقل عمومی اختصاصی و کارآمد، باعث میشود که تماشاگر برای رسیدن به ورزشگاه با چالشی طاقتفرسا روبرو شود. نبود پارکینگهای طبقاتی، مسیرهای پیادهروی استاندارد و سیستمهای مدیریت ترافیک مدرن، باعث میشود که تجربه حضور در استادیوم از همان لحظه خروج از خانه، به یک «پروژه بقا» تبدیل شود. ۳. خدمات رفاهی: از تجربه کاربری تا حداقلهای انسانی در ورزشگاههای تراز اول جهان، تماشاگر مشتری است. از فودکورتهای زنجیرهای و وایفای پرسرعت گرفته تا خدمات پزشکی فوری و سرویسهای بهداشتی مدرن و تمیز. حتی در استادیومهای پیشرفته، اپلیکیشنهایی وجود دارد که تماشاگر از روی صندلی خود غذا سفارش میدهد و صندلیاش به صورت خودکار تمیز یا گرم میشود. در ورزشگاههای ما، نه تنها خدمات رفاهی در سطح استانداردهای جهانی نیست، بلکه گاه در تامین نیازهای اولیه مانند سرویس بهداشتی سالم و آب آشامیدنی با مشکل مواجهیم. فقدان فضای کافی برای استقرار غرفههای خدماترسانی و نبود امنیت بهداشتی در بسیاری از سکوها، باعث شده تا فرهنگ حضور خانوادگی در استادیومها نهادینه نشود. ۴. مدیریت جمعیت و بلیطفروشی: نظم هندسی در برابر هرجومرج شاید دردناکترین بخش این مقایسه، نحوه ورود به ورزشگاه باشد. در دنیا، شماره صندلی مقدس است. بلیطفروشی کاملاً الکترونیک، گیتهای ورود هوشمند با تشخیص چهره یا بارکد، و نیروهای آموزشدیده مدیریت جمعیت، تضمین میکنند که هر تماشاگر بدون کوچکترین تنشی به صندلی خود برسد. در ایران، با وجود گامهای مثبت در بلیطفروشی الکترونیک، همچنان در روزهای بازی شاهد هجوم جمعیت هستیم. وقتی صندلیها به دلیل نبود شمارهگذاری یا عدم پایبندی به نظم، عملاً غیرقابل استفاده میشوند و کنترل جمعیت بهجای سیستمهای هوشمند، به دست نیروهای انسانی خسته میافتد، نتیجه این میشود که تماشاگر برای انتخاب یک جای مناسب باید ساعتها زودتر برود و عملاً در تراکم جمعیت دچار آسیب شود. این فقدان کرامت انسانی در ورود و خروج، بزرگترین دافعه برای خانوادهها و تماشاگران واقعی است. راهی که باید رفت فوتبال در دنیا از یک ورزش به یک صنعت سرگرمی پولساز تبدیل شده است. استادیومهای آنها ابزاری برای درآمدزایی و برندسازی شهری هستند، در حالی که ورزشگاههای ما عمدتاً بارِ هزینهای بر دوش دولتها دارند. برای نزدیک شدن به آن استانداردها، نیاز به یک پروژه ملی داریم که نه تنها به بازسازی بتنی سازهها، بلکه به بازنگری در مدیریت استادیومها (واگذاری به بخش خصوصی توانمند)، هوشمندسازی گیتهای ورود و خروج، و تغییر نگاه از محل مسابقه به مجموعه چندمنظوره رفاهی بپردازد. تا زمانی که استادیومها در ایران تفاوت جوهری با سکوهای سیمانی سرد پیدا نکنند، حسرت تماشاگر ایرانی برای داشتن استادیومهای مدرن پایانی نخواهد داشت.


