




نوازنده بالابان و زورنا در گفتگو با آذر وطن بر ضرورت احیای بالابان و پاسداری از پیوند دیرینه آن با آشیق تاکید کرد و گفت: باید نفس آذربایجان را در این ساز کهن دوباره طنینانداز کنیم.
اکبر سربازی، نوازنده بالابان و زورنا، متولد ۱۳۶۹ در اهر آذربایجان شرقی است، هنرمندی که از شاگردی استاد حسن محمدزاده آغاز کرد و با درخشش در جشنوارههای داخلی و بینالمللی، صدای بالابان را از آذربایجان تا صحنههای جهان برده است.
او در جشنوارههای «آشیقلار دئیشمهسی»، موغام، شمس و دفاع مقدس صاحب رتبههای برتر شده و در کشورهای مختلفی از جمله ژاپن، آلمان، اتریش، ترکیه و جمهوری آذربایجان به اجرای برنامه پرداخته است.
در روزهایی که آذربایجان شرقی به عنوان دهمین استان کشور در طرح «ایران جان» انتخاب شده است، موسیقی اصیل آذربایجان نیز میتواند یکی از ظرفیتهای مهم فرهنگی و هویتی این استان برای معرفی به سراسر کشور باشد، روایتی که سربازی با بالابان خود سالهاست بر صحنههای داخلی و بینالمللی روایت میکند و برای زنده نگه داشتن صدای این ساز در میان نسل جدید مینوازد.

• بالابان نفس گرم آذربایجان است
این نوازنده بالابان در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار آذروطن با اشاره به ویژگیهای این ساز میگوید: بالابان سازی است که شباهت زیادی به صدای انسان دارد و نوای آن را میتوان ندایی از جانب پروردگار دانست، صدای بالابان دلنشین است و به اعتقاد من هیچ سازی مانند بالابان به چنین ندایی از جانب پروردگار نزدیک نیست، سازی که با ناله و احساس همراه بوده و نفس گرم آذربایجان است.
• آشیق و بالابان دو صدای جداییناپذیر است
اکبر سربازی با اشاره به پیوند دیرینه بالابان و موسیقی آشیقی ادامه میدهد: ساز آشیق و بالابان با یکدیگر عجین شدهاند و مکمل یکدیگر هستند، در واقع میتوان گفت این دو ساز جداییناپذیرند.
• نغمهای از ریشههای کهن برای فتح گوش نسل نو
او تاکید میکند: میتوان با بالابان یک مکتب موسیقایی ایجاد کرد، همانگونه که در جمهوری آذربایجان چنین اتفاقی رخ داده است و اکنون نیز میتوان با ساز بالابان کارهای سولیستی انجام داد و صدای این ساز را با آلات ریتمیک جدید تلفیق کرد تا نسل جدید نیز با این ساز و ظرفیتهای هنری آن آشنا شود.
• بالابان گلوی زخمی یک میراث در هیاهوی فراموشی است
این نوازنده با اشاره به فاصله گرفتن نسل جوان از موسیقی آشیقی اظهار میکند: نسل جوان دیگر گروه سهنفره آشیق، بالابان و قاوال را مانند گذشته نمیپسندد و میتوان گفت موسیقی آشیقی تا حدودی مخاطب خود را از دست داده و این ساز گلوی زخمی یک میراث در هیاهوی فراموشی است.
• بالابان آخرین سنگر یک نغمه در برابر فراموشی است
سربازی ادامه میدهد: برای آنکه این ساز و این موسیقی برای نسل جوان خوشایند و جذاب باشد، باید صدای بالابان را با سازهایی مانند پیانو، گیتار و ویولن ترکیب کرد.

• بالابان را باید از غبار قرنها بیرون کشید
او ابراز می کند: متاسفانه استقبال از موسیقی آشیقی مانند گذشته نیست و اکنون باید این سبک موسیقی را بهروز کرد و آن را با ترکیبی جذاب و متناسب با سلیقه نسل جوان ارائه داد و این ساز را باید از غبار قرنها بیرون کشید.
• هر نوازنده میتواند صاحب یک مکتب باشد
این نوازنده با اشاره به تجربه جمهوری آذربایجان در زمینه ایجاد مکاتب موسیقی بالابان میگوید: هنرمندان میتوانند در زمینه بالابان برای خود یک مکتب بیافرینند، همانطور که در جمهوری آذربایجان چنین اتفاقی افتاده است.
سربازی میافزاید: شیرزاد فتحعلیاف یک گروه بالابان تشکیل داده است و نوازندگان بالابان و ریتم در این گروه، هر کدام برای خود سبک و مکتب خاصی ایجاد کردهاند و همچنین در ارمنستان نیز مکاتب مختلف بالابان شکل گرفته است و این تجربهها نشان میدهد که میتوان برای بالابان، هویت و شیوهای مستقل و ماندگار تعریف کرد.
• بالابان باید دل تماشاگر را نوازش کند
او با اشاره به شیوه نوازندگی بالابان می گوید: نوازنده بالابان باید با احساس و تکنیک به گونهای بنوازد که دل تماشاگر را نوازش کند، چراکه موسیقی بالابان، موسیقی احساس است و این ویژگی بهویژه در تکنوازی باید مورد توجه قرار گیرد. این نوازنده تصریح میکند: نوازنده نباید تنها به اجرای تکنیکی فکر کند، بلکه باید احساس را نیز به مخاطب منتقل کند و بالابان زمانی میتواند اثرگذار باشد که ناله، لطافت، تکنیک و احساس در کنار یکدیگر قرار گیرند.
• تا فراموشی و خاموشی بالابان یک نفس مانده است
سربازی با ابراز نگرانی از وضعیت کنونی بالابان میگوید: صنعت و هنر بالابان در حال فراموشی است و من از جوانان میخواهم برای زنده نگه داشتن این هنر قدم بردارند.
• از نالههای اصیل تا حماسهای برای نسل نو
او ادامه میدهد: من حدود ۳۶ سال سن دارم و میتوانم ادعا کنم که از پایینترین ردههای سنی در میان نوازندگان فعال بالابان هستم، اما نسل بعد از ما استقبال چندانی از نوازندگی بالابان ندارد و این موضوع باید جدی گرفته شود.
• بالابان نباید میرات موزهها شود
این نوازنده تاکید میکند: اگر اکنون برای معرفی، آموزش و بهروز کردن بالابان اقدامی نکنیم، ممکن است در آینده با فاصله گرفتن نسل جوان، بخش مهمی از این میراث موسیقایی به دست فراموشی سپرده شود و بالابان نباید میرات موزهها شود.

• آن سوی ارس هم سنگر بالابان در خطر است
سربازی با اشاره به وضعیت بالابان و موسیقی آشیقی در جمهوری آذربایجان میگوید: در چهارمین و پنجمین جشنواره موسیقی «ییلاق آذربایجان» در شهر گنجه جمهوری آذربایجان نیز شاهد بودم که هنر بالابان و حتی موسیقی عاشقی در معرض فراموشی قرار گرفته است. او میافزاید: در برنامه «ییلاق» برنامه فوقالعاده زیبایی برگزار کردیم که مورد استقبال شرکتکنندگان قرار گرفت و در این فستیوال آشیقهایی همچون محمد فرزانگان، قربان پورولی و شهباز سلیمانی حضور داشتند و من نیز در کنار آنها بالابان مینواختم.
• کودکی که با فیلم سارای به عشق بالابان گرفتار شد
این نوازنده درباره نخستین جرقه علاقه خود به بالابان روایت میکند و می گوید: من در دوران کودکی با شنیدن صدای بالابان در فیلم آذربایجانی «سارای» به این ساز علاقهمند شدم و صدای بالابان استاد جلیل حمیدی در کنار عاشق محبوب خلیلی در گروه «دالغا» چنان تاثیری بر من گذاشت که از همان زمان عاشق این صنعت و هنر موسیقی شدم.
سربازی معتقد است آنچه در کودکی از یک صدا آغاز شد، در حال حاضر به دغدغهای جدی برای حفظ و تداوم یک میراث موسیقایی تبدیل شده است، میراثی که اگرچه ریشه در گذشته دارد، اما برای ماندن در آینده باید زبان نسل جدید را نیز بشناسد.
مصاحبه: زهرا ناصران



