




هنرمند موسیقی موغام اردبیلی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار آذر وطن اظهار می کند: بنده متولد اردبیل هستم و اکنون نیز در این شهر زندگی میکنم و حدود هشت سال است که در مسیر موغام قدم گذاشتهام، مسیری که برای من تنها یک فعالیت هنری نیست، بلکه بخشی از هویت و زندگی من است.
محمد رضا اصغری می افزاید: در این سالها افتخار شاگردی استاد ارزشمندم، حسین ملکیزاده را داشتهام، استادی که برای من تنها آموزگار نغمهها و ظرافتهای موسیقی نبوده، بلکه با صبر و بزرگواری، راه و رسم هنر را نیز به من آموخته است.
• استاد حسین ملکی زاده نماد اخلاق و ادب است
او ادامه می دهد: موغام را از استاد حسین ملکیزاده آموختهام، اما آنچه از محضر این استاد یاد گرفتهام، فراتر از هنر و تکنیک موسیقی است و در کنار ظرایف و رموز موغام، ادب، اخلاق، فرهنگ و منش استادی را نیز آموختهام و همچنان خود را شاگرد این استاد میدانم.
هنرمند موسیقی موغام اردبیلی با اشاره به حضور خود در جشنوارهها و رویدادهای مختلف موسیقایی اظهار می کند: در سالهای فعالیت خود در عرصه موسیقی، فرصت حضور در جشنوارههای مختلف را داشتهام که هر یک برای من تجربهای ارزشمند و گامی تازه در مسیر هنریام بوده است.
اصغری می افزاید: در هفدهمین جشنواره ملی جوان در سال ۱۴۰۳ موفق به کسب مقام نخست شدم و همچنین در جشنواره موسیقی استان اردبیل نیز مقام اول را به دست آوردم و همچنین حضور در چهارمین جشنواره سراسری موغام در تبریز نیز برای من تجربهای ارزشمند بود که توانستم در آن جشنواره مقام دوم را کسب کنم.
او می گوید: امسال نیز در ششمین دوره جشنواره سراسری موغام تبریز شرکت می کنم و این حضور را صرفا یک رقابت نمیدانم، بلکه فرصتی برای تجربهاندوزی، دیدار با هنرمندان و استادان برجسته و آموختن از فضای حرفهای موسیقی موغام میدانم.
هنرمند موسیقی موغام تبریز خاطرنشان می کند: برای من، هر جشنواره بخشی از مسیر یادگیری و رشد هنری است و رتبهها و عناوین ارزشمند هستند، اما آنچه بیش از همه اهمیت دارد، تجربهای است که هنرمند از حضور در چنین رویدادهایی به دست میآورد، تجربهای که میتواند مسیر آینده او را روشنتر و مسئولیتش را در قبال هنر و میراث فرهنگیاش سنگینتر کند.

• اردبیل سرزمین نغمه هاست
اصغری با اشاره به جایگاه ویژه اردبیل در عرصه موسیقی می گوید: همانطور که میدانید، اردبیل «سس اوجاغی» به معنای سرزمین نغمه هاست، سرزمینی که صدای موسیقی و نغمههای اصیل در تار و پود فرهنگ آن ریشه دارد.
او ابراز می کند: خوشبختانه در حال حاضر آموزش موغام در اردبیل به شکل آکادمیک نیز دنبال میشود و این اتفاق میتواند زمینهساز شکوفایی استعدادهای تازه و تداوم این میراث ارزشمند باشد.
• جشنواره ها صدای موغام را به فراتر از مرزها می برند
هنرمند موسیقی موغام اردبیل تصریح می کند: با توجه به ظرفیتهای فراوان هنری اردبیل، یقین دارم در آینده شاهد برگزاری جشنوارههای ارزشمند و معتبر موغام در این شهر خواهیم بود، جشنوارههایی که میتوانند صدای موغام اردبیل را از مرزهای این دیار فراتر ببرند و جایگاه شایسته این هنر اصیل را در عرصه ملی بیش از پیش نمایان کنند.
• موغام انتقال دهنده اصالت به نسلهای آینده است
اصغری ابراز می کند: امیدوارم هنرمندان نسل جوان با شناخت ریشههای این هنر و بهرهگیری از تجربه استادان پیشکسوت، راه آنان را ادامه دهند، چرا که حفظ موغام تنها با نواختن یک ساز یا خواندن یک موغام ممکن نیست، بلکه این میراث زمانی زنده میماند که فرهنگ، ادب و اصالت آن نیز از نسلی به نسل دیگر منتقل شود.
او در پاسخ به سوال خبرنگار آذر وطن مبنی بر اینکه اگر موغام میتوانست در روزهای سخت این سرزمین یک جمله بگوید، چه میگفت؟ می گوید: موغام اگر زبان باز می گشود، شاید تنها این جمله کوتاه را میگفت بمان و استوار باش که ریشه در خاک داری و شاخه در آسمان.
هنرمند موسیقی موغام اردبیلی بیان می کند: زبان گاهی در برابر عظمت درد یا شکوه امید، ناتوان میشود، چرا که واژهها محدودند، اما موسیقی بهویژه موغام فرکانسی از جان انسان است که مستقیما با ناخودآگاه جمعی ارتباط برقرار میکند.
• موغام؛ روایت ایستادگی ابدی است
اصغری با اشاره به جایگاه موغام در بیان احساسات و ناگفتههای انسان اظهار می کند: موغام، روایت ایستادگی است، روایتی که از دل قرنها گذشته و هنوز در جان انسان نفس میکشد.
او ادامه می دهد: گاهی زبان در برابر عظمت درد یا شکوه امید ناتوان میماند، اما موسیقی، بهویژه موغام، از مرز واژهها عبور میکند و مستقیما با عمیقترین لایههای وجود انسان ارتباط برقرار میکند.
این هنرمند موسیقی موغام اردبیلی بیان می کند: موغام روایتگر ناگفتههایی است که شاید هرگز نتوان آنها را در قالب کلمات بیان کرد، ناگفتههایی که نه در واژهها، بلکه در سکوت میان نتها، در مکثهای یک نغمه و در لرزش صدای خواننده زندگی میکنند.
• جشنواره ها معبدی برای حفظ هویت و اصالت است
اصغری با اشاره به نقش جشنوارههای موغام در صیانت از این میراث موسیقایی اظهار می کند: جشنوارههای موغام بیش از آنکه صرفا میدان رقابت میان هنرمندان باشند، معبدی برای حفظ اصالت و پاسداری از هویت موسیقایی ما هستند، جایی که حافظه فرهنگی یک ملت از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود و نغمههایی که ریشه در تاریخ دارند، فرصت دوبارهای برای شنیده شدن پیدا میکنند.
او بیان می کند: در چنین عرصهای، سهم هنرمند تنها در ارائه یک اجرای خوب یا کسب عنوان و جایزه خلاصه نمیشود، بلکه هنرمند پیش از هر چیز باید «امین» باشد، ما هنرمندان، امانتداران گنجینهای هستیم که قرنها پیشینیان ما با عشق و رنج حفظ کرده و به دست ما سپردهاند.

• موغام متعلق به تاریخ و فرهنگ مردم آذربایجان است
هنرمند موسیقی موغام اردبیلی ادامه می دهد: این میراث متعلق به یک نسل یا یک هنرمند نیست، بلکه متعلق به تاریخ و فرهنگ مردمی است که آن را در طول قرنها زنده نگه داشتهاند، بنابراین وظیفه ما این است که آنچه را به امانت گرفتهایم، با همان خلوص و اصالت به آیندگان بسپاریم.
اصغری تصریح می کند: حفظ اصالت به معنای تکرار صرف گذشته و کپیبرداری از آنچه پیشینیان انجام دادهاند نیست، اگر قرار باشد موغام زنده بماند، باید در کنار وفاداری به ریشهها، امکان نفس کشیدن در زمان حال را نیز پیدا کند و هنرمند باید روح تازهای در کالبد کهن این هنر بدمد، بیآنکه هویت و اصالت آن را قربانی نوگرایی کند.
او در پاسخ به این پرسش که آیا هنر در روزهای بحران تنها باید روایتگر باشد یا میتواند خود به بخشی از مقاومت تبدیل شود، اظهار کرد: هنر اگر تنها روایتگر باشد، «تاریخنگار» است، نه هنرمند، هنر اصیل در روزهای بحران، فقط صحنه را توصیف نمیکند، خودش به سنگر تبدیل میشود، به صدایی که در دل تاریکی میایستد و اعلام میکند هنوز چیزی برای از دست ندادن و چیزی برای حفظ کردن وجود دارد.
• موغام سنگر مقاومت در مقابل فراموشی است
هنرمند موسیقی موغام اردبیلی افزود: موغام برای من، مقاومت در برابر فراموشی است، مقاومت در برابر زوال هویت و خاموش شدن صدایی که قرنها از نسلی به نسل دیگر رسیده است، وقتی در سختترین روزها، سازی نواخته میشود و صدایی از دل یک سرزمین بلند میشود، معنای آن تنها اجرای یک قطعه موسیقی نیست، آن صدا میگوید «ما هنوز هستیم.»
اصغری میگوید: هنر در روزهای بحران میتواند شریان امید را در پیکره یک ملت زنده نگه دارد، گاهی یک نغمه، بیش از صدها کلمه قدرت دارد، چرا که به صورت مستقیم با احساس مردم ارتباط برقرار میکند و به آنها یادآوری میکند که حتی در دشوارترین لحظات نیز زندگی، فرهنگ و هویت ادامه دارد.
او تصریح می کند: به همین دلیل، موغام صرفا روایتگر مقاومت نیست، خود مقاومت است و وقتی یک هنرمند در شرایط دشوار، سازش را برمیدارد و نغمهای را که ریشه در تاریخ و فرهنگ سرزمینش دارد مینوازد، در حقیقت در برابر خاموشی ایستاده است.
این هنرمند اردبیلی خاطرنشان می کند: مقاومت فقط در میدان نبرد اتفاق نمیافتد، گاهی حفظ یک زبان، یک نغمه، یک مقام یا یک سنت فرهنگی، خود نوعی ایستادگی است و اگر فرهنگ یک ملت فراموش شود، بخشی از هویت آن ملت از بین رفته است، بنابراین پاسداری از فرهنگ، پاسداری از موجودیت یک سرزمین است.
اصغری بیان می کند: جشنوارهای که موغام را با مفهوم مقاومت و حماسه پیوند میدهد، تنها یک رویداد موسیقایی نیست، میتواند فرصتی باشد برای اینکه دوباره به یاد بیاوریم فرهنگ چگونه میتواند در سختترین روزها ایستادگی کند. او ابراز می کند: موغام صدای ملتی است که میگوید میتوان زخم برداشت، میتوان روزهای سخت را پشت سر گذاشت، اما نباید اجازه داد ریشهها خشک شوند.
• ایستادگی فرهنگی بنیادی ترین شکل دفاع سرزمین است
این هنرمند اردبیلی تاکید می کند: ایستادگی فرهنگی شاید نخستین و بنیادینترین شکل دفاع از یک سرزمین باشد، زیرا سرزمینی که فرهنگ و هویت خود را حفظ کرده باشد، حتی اگر روزهای دشوار را تجربه کند، از درون شکست نخواهد خورد، موغام نیز یکی از صداهای همین ایستادگی است، صدایی که میگوید ما هنوز هستیم و تا زمانی که این نغمه زنده است، ریشههای ما نیز زنده خواهد ماند.
اصغری با اشاره به روند برگزاری دورههای مختلف جشنواره سراسری موغام اظهار می کند: به نظر من، جشنواره در دورههای گذشته نقش یک «آینه جستوجوگر» را ایفا میکرد، آینهای که میکوشید هنرمندان این عرصه را که در گوشه و کنار کشور پراکنده بودند، پیدا کند و در کنار یکدیگر قرار دهد تا صدای موغام از محدودههای جغرافیایی خاص فراتر برود.
او می افزاید: به نظر من جشنواره ششم به مرحلهای از «بلوغ و انسجام» رسیده است و دیگر موغام تنها در پایتخت یا چند منطقه خاص شنیده نمیشود، بلکه در استان های مختلف کشور به عنوان یک زبان هنری زنده، جریان دارد و نفس میکشد.
او ادامه می دهد: حضور هنرمندان از استانهای مختلف نشان میدهد که موغام دیگر یک جریان محدود و محلی نیست، بلکه ظرفیت آن را دارد که به عنوان بخشی از میراث زنده موسیقایی کشور، نسلهای مختلف و جغرافیاهای گوناگون را به یکدیگر پیوند دهد.
این هنرمند اردبیلی تصریح می کند: پنج دوره گذشته جشنواره را صرفا مجموعهای از رویدادهای هنری نیست، بلکه آنها زیربنای این موفقیت میدانم و هر دوره، بخشی از این مسیر را ساخته و زمینه را برای رسیدن به مرحلهای فراهم کرده است که اکنون شاهد آن هستیم.
اصغری خاطرنشان می کند: جشنواره ششم حاصل یک مسیر تدریجی است، مسیری که با جستوجو آغاز شد، با شناخت و ارتباط میان هنرمندان ادامه یافت و در حال حاضر به مرحلهای رسیده که میتوان از انسجام بیشتر جامعه موغام سخن گفت.
او ابراز می کند: امیدوارم این روند در دورههای آینده نیز ادامه پیدا کند و دامنه حضور موغام، هم از نظر جغرافیایی و هم از نظر نسلهای فعال در این عرصه، گستردهتر شود.
اصغری می گوید: اگر پنج دوره گذشته را ریشههای این درخت بدانیم، جشنواره ششم یکی از شاخههایی است که از همان ریشهها روییده و اکنون فرصت بیشتری برای دیده شدن پیدا کرده است.
مصاحبه: زهرا ناصران



