



علیرضا حسینزاده عضو هیئتمدیره خانه صمت استان با تأکید بر اینکه دغدغه امروز صنعت متالورژی، بقاست نه توسعه، گفت: ناترازی انرژی، مشکلات ارزی و بیثباتی سیاستگذاری، این صنعت را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
علیرضا حسین زاده عضو هیئت مدیره خانه صنعت، معدن و تجارت استان آذربایجان شرقی در گفتگویی با رسانه آذروطن گفت: صنعت متالورژی، از معدود زنجیرههای کاملی است که کشور از مرحله استخراج ماده معدنی تا تولید محصول نهایی، توان فنی و صنعتی آن را در اختیار دارد. از ذوب و فولادسازی گرفته تا ریختهگری و نورد،آهنگری و عملیاتحرارتی. این صنعت سالهاست نقش موتور محرک اشتغال، ارزآوری و توسعه صنعتی کشور و استانهای صنعتی را ایفا کرده است. با این همه، صنعتی که باید پیشران اقتصاد باشد، امروز خود درگیر مسئلهای بنیادیتر از رشد و توسعه است: بقا.
مزیت اصلی این صنعت، دسترسی به مواد اولیه معدنی داخلی و برخورداری از انواع تکنولوژی های تولید است؛ مزیتی که بسیاری از رقبای منطقهای فاقد آن هستند. صنایع فولادی و متالورژی کشور در سطح ظرفیت تولید، حتی به اهداف کلان چشمانداز نیز دست یافتهاند و امروز در زمره بزرگترین تولیدکنندگان منطقه قرار دارند. این یعنی زیرساخت و دانش فنی لازم فراهم است؛ آنچه در حال فرسایش است، محیط پایداری است که این ظرفیت بتواند در آن تداوم یابد.
رئیس انجمن صنایع همگن متالورژی استان در ادامه افزود: در شرایط کنونی، صحبت از توسعه این صنعت را میتوان صحبتی زودهنگام دانست، چرا که دغدغه اصلی واحدهای تولیدی، حفظ بقاست، نه رشد. سه بحران همزمان این صنعت را زیر فشار قرار دادهاند. نخست، ناترازی انرژی: قطعیهای برق که در سالهای گذشته معمولاً از خردادماه آغاز میشد، امسال از همان فروردینماه شروع شد. صنایع در تابستان با کمبود برق و در زمستان با کمبود گاز مواجهاند و در هر دوره صرفهجویی، بیشترین سهم محدودیت متوجه صنایع ذوبی و فولادی میشود؛ درست همان صنایعی که پیشران اقتصادی به شمار میروند. دوم، ناترازی ارزی و قیمتی: در سالهای اخیر قیمت گاز مصرفی صنایع فولادی بیش از صد درصد افزایش یافته، در حالی که قیمت فروش محصول به دلیل سیاستهای کنترل ارزی متناسب با آن رشد نکرده است. خرید مواد اولیه با قیمتهای بروز و دستمزدهای بسیار پایین در مقابل هزینه های افسار گسیخته ، عملاً توان رقابت پایدار را از واحدهای تولیدی میگیرد. سوم، بیثباتی سیاستگذاری، بهویژه حوزه های دواتی؛ تصمیماتی که بدون افق زمانی روشن و بدون هماهنگی با تشکلهای صنفی اتخاذ میشود، برنامهریزی میانمدت را برای تولیدکنندگان دشوار میسازد.
وی ادامه داد: فعالان این صنعت بر این باورند که راهحل، نه در تصمیمات مقطعی و بخشنامهای، بلکه در سه اقدام ساختاری نهفته است: تخصیص پایدار و قابلپیشبینی انرژی بهجای قطعیهای ناگهانی، همسویی قیمت نهادهها با قیمت فروش محصول در چارچوبی شفاف و ازپیشاعلامشده، و مشورت واقعی با تشکلهای صنفی پیش از اتخاذ تصمیمات تازه در حوزه صادرات و تعرفه.
صنعت متالورژی همچنان ظرفیت آن را دارد که پیشران اقتصاد باشد. آنچه برای تحقق این ظرفیت لازم است، نه معجزه، که ثبات است؛ ثباتی که به تولیدکننده امکان دهد بهجای مدیریت روزانه بحران، به آینده کسبوکار خود بیندیشد.



